عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
260
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رب العالمين گفت : - وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ - و شما كه فرزندان ايشانيد دانستهايد از كتاب و گواهى ميدهيد كه پدران شما عهد قبول كردند و بدان اقرار دادند . فرق ميان شهادت و اقرار آنست كه شهادت اقرارى باشد كه با آن اقرار علم و اثبات و يقين بود ، و اقرار آن بود كه با آن علم و يقين نبود ، ازينجاست كه منافقان گفتند كه « نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ » رب العالمين ايشان را دروغ زن خواند براى آنكه علم و يقين كه شرط شهادت است با آن نبود و اگر بجاى نشهد - نقرّ - گفتند ايشان را دروغ زن نكردى پس آنكه خبر داد از نقض عهد فرزندان و گفت : - ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ يعنى يا هؤلاء - فاستغنى عن حرف النداء لدلالة الكلام عليه ، پس شما كه فرزندانيد پيمان بشكستيد و هام دينان خود را بكشتيد و به پشتى يكديگر بر مظلومان زور كرديد ، و گروهى را از خان و مان خويش آواره گردانيديد . وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ - تَظاهَرُونَ بتخفيف قراءت كوفيان است ، و اصل تظاهر از ظهر است و هو ان يجعل كل واحد من الرجلين الآخر له ظهرا لتقوى به و يستند اليه . سدى گفت اين آيت در شأن قريظه و نضير و اوس و خزرج آمد ، و جنگ ايشان در حرب سمير گفتا قريظه و نضير جهودان بودند و اوس و خزرج مشركان ، پس قريظه با اوس دست يكى داشتند و نضير با خزرج همچنين ، و با يكديگر جنگ ميكردند . و هر آن يكى از اين دو فرقه كه بر آن فرقه ديگر غلبه كردى ديار و اوطان ايشان خراب كردى ، تا از خان و مان بيفتادندى ، و قتل بسيار ميكردندى و اسيران ميگرفتندى پس همه فراهم مىشدند و اسيران را فدا ميدادند ، و مى باز خريدندى اينست كه رب العالمين گفت : وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى - اسارى و اسرى هر دو خواندهاند ، اسرى بى الف قراءت حمزة است ، اسارى قراءت باقى تُفادُوهُمْ با الف قراءت نافع و عاصم و كسايى